السيد محمد حسين الطهراني

359

معاد شناسى (فارسى)

و امّا دليل نقلى ، آنچه از قرآن بيان شده است دلالت بر وقوع شفاعت ندارد ، چون آيات قرآن دربارهء آن بر سه گونه است : اوّل : آياتى كه دلالت بر نفى شفاعت به طور اطلاق دارند ، مثل : لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ « 1 » . دوّم : آياتى كه دلالت بر فائده نداشتن و ثمر نبخشيدن شفاعت دارند ، مثل : فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ . « 2 » سوّم : آياتى كه دلالتشان بر شفاعت مقيّد به اذن و مشيّت خداست ، مثل : إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ . « 3 » و إِلَّا بِإِذْنِهِ . « 4 » و إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى . « 5 » و اين آيات نيز دلالت بر نفى شفاعت دارند ، زيرا اين استثناءها استثناء به اذن و مشيّت است ، و اين گونه استثناءهاى به اذن و مشيّت ، در اسلوب قرآن ، در مقام نفى قطعى آورده شده است براى إشعار به اينكه ما فوق اذن و مشيّت خدا چيزى نيست و همه چيز منوط به اذن و مشيّت اوست ، مانند آيه : سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى * إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ « 6 » .

--> ( 1 ) قسمتى از آيه 254 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 74 : المدّثّر ( 3 ) قسمتى از آيه 3 ، از سورهء 10 : يونس ( 4 ) قسمتى از آيه 255 ، از سورهء 2 : البقرة ( 5 ) قسمتى از آيه 28 ، از سورهء 21 : الانبياء ( 6 ) آيه 6 و صدر آيه 7 ، از سورهء 87 : الاعلى